مرسی فرهاد جان
مرسی روشا جان
مرسی محمد جان
مرسی آواجان
مرسی رضا جان
مرسی پیمان جان
مرسی حنانه جان
مرسی ستاره جان
مرسی احمد جان
مرسی زهراجان
مرسی رویا جان
ممنون از دوستان عزیز
به همگی خدا قوت
و
امید وارم حالتان روبراه باشد
[خواهم گفت ستاره جان ]
@یاس تولدت مبارکـــــــــــچه لطيف است حس آغازي دوباره ... چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز نفس كشيدن ... و چه اندازه عجيب است ... روز ابتداي بودن ... وچه اندازه شيرين است امروز ... روز ميلاد تو ... روز تو ... روزي كه آمدي ... ... #ذرت هم نوش جونت
یه مرغ دارم سیاهه /پاهای اون کوتاهه /تاجش سرخه، نوکش طلا /شیطونه و خیلی بلا/ هرروز براش دون می ریزم/ خرده های نون می ریزم/ یه کاسه ی آب میارم /کنار نون ها میذارم/ مرغم میاد آب می خوره /دون می خوره،/ خرده های نون می خوره/ بعدش میگه قدقدقدا /خوشمزه بود شکرخدا /یه روز که آب و دونه /خورد و دوید تو لونه/ خوابید و قدقدا کرد /انگار منو صدا کرد/ وقتی رفتم سراغش /دیدم یه تخم گذاشته /یه تخم ریزه میزه/ ناز و سفید گذاشته /مرغ سیاه نازنین /نگاه می کرد روی زمین/ می گفت من که سیاهم /چرا تخمم سفیده؟/ تخم به این سفیدی /کسی تا حالا ندیده /گفتم آره مرغ سیاه /مرغ سیاه پاکوتاه /تخم میذاری رنگش سفید /مقوی و خیلی مفید/ می پزم و می خورمش /خوشمزه س و خیلی لذیذ/ مرغ سیاه پاکوتاه/ با شادی قدقدا کرد /بازم شکرخدا کرد /منم براش دون پاشیدم /خرده های نون پاشیدم:این بود از تخم گذاشتن یه مرغ سیاه ِ من که امروز تو خونه برام تخم مرغ گذاشته بودو بعدش خوردمش