باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه یادم آمد #کربلا را دشت پر #خون و بلا را گردش یک ظهر #غمگین ،گرم و #خونین لرزش #طفلان نالان،زیر تیغ و نیزه ها را با صدای گریه های #کودکانه، وندرین صحرای سوزان میدود طفلی سه ساله ،پر ز #ناله#دلشکسته،پای خسته باز #باران#قطره-قطره میچکد از چوب محمل اخ باران کی بباری برتن #عطشان یاران تر کنند از آن #گلو را آخ باران آخ باران .
من و اون(سیستم) :هعی تو این دنیای مجازی چیزی از نت و دنیای دیجیتال ندونی #بیسوادی!به قول ننه ام :پیاه میری ،سوار تاکسی ،تو کاری، تو پارکی،تو خونه ای،کلا هرچی بگی بازم کمه! فقط فقط صحبت شده از این نت و .... خودم تازه خریدم این سیستم و ای کاش زودتر خریده بودم تا...... امروز هم #تولد-سیستم منه!(لپتاپ و...)یه سالگی اش تولدت مبارک! تو دبیرستان(1388) که بودم دوستان سیستم داشتن ولی من نداشتم .............!!! بعد کم کم با خودم فک کردم کی چی هس چی نیس این رایانه یا به قول فرنگی ها pc شخصی بعدش رفتیم کلاس رایانه تو دسمون اومد که چی به چیه!!!بعدش هم تا خریدش... رفتم کافی نت اولی چیزی که برای خودم ساختم #ایمیل-یاهو بود! و بعد از اون با کار کردن تونستم یه سیستم بخرم تو این دوره زمونه یه دانش اموز 7ساله یا 5 ساله همه چی و از رایانه میدونه ولی ما تازه دومین سالمونه و...