اون وقتا که مادربزرگم زنده بود برای مادربزرگ ام لاک میزدم،مثل بچگی که او برای دخترش لاک میزد... اون وقتا دست من میلرزید، حالا دست او ... ولی دستهای او هنوز هم زیباتر است ... دست هایی نرم ولطیف ( تجسم اون روزا ) واو
@saba به نام خدایی ک هستى رابا مرگ،دوستى رابى رنگ،زندگى رابارنگ،عشق رارنگارنگ،رنگین کمان راهفت رنگ،شاپرک راصدرنگ،ومن رادلتنگ عزیزم آفرید.......... i love you