vahidsamin
هیچ وقت هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شدامشب دلی كشیدم شبیه نیمه سیبی كه به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند..
vahidsamin
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من میچرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد... حسین پناهی.
vahidsamin
گاهی اینقدر زندگی یکنواخت میشه که.. حافظ ..هم سر به سر ادم میزاره...!
vahidsamin
باران از چشم یا آسمان! فرقی نمیکند باران وقتی بر زمین افتاد دیگر باران نیست..
vahidsamin
شاید آن روز كه سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید كرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت ، هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچك و یاس زندگی اجباریست..
vahidsamin
بیا جایمان را با هم عوض کنیم... د;لم لک زده برای اینکه کسی عاشقانه عاشقم باشد!
vahidsamin
هر چی گشتم گزینه ای برای حالت امروزم پیدانکردم...حالت امروزتون زیبا..روز به همه خوش.
vahidsamin
بهانهای نمانده است ,دیگر برای عاشقی کردن! بیا برگردیم به کودکی دوباره با هم بزرگ شویم..
vahidsamin
با « یکی بود یکی نبود » شروع میشود این قصه با یکی ماند یکی نماند، تمام. یکی، من بودم یا تو؛ مهم نیست مهمْ قصهایست که تمام میشود!
vahidsamin
پاییز آمده است پشتِ پنجره بیا برویم کمی قدم بزنیم. نگران نباش! دوباره بازمیگردانمَت به قاب عکس..
vahidsamin
راستس که میگویند..شکستن دل به شکستن استخوان دنده میماند ... از بیرون همهچیز روبهراه است ... ! اما هر نفس ... درد است که میکشی ..