كوچيك
بعضی ها شونه هاشون مثل دیوارهای تازه رنگ شده است . نمیشه بهشون تکیه داد!
كوچيك
شنیدن صدای پایت تجربه ایست که به تکرارش می ارزد...
كوچيك
سلاااااااااااااااام سلااااااااااااااااااام سلاااااااااااام
كوچيك
صدای پاییز میآید و باران و باد و برگهای زرد و سرخ باز صدای زنگ مدرسههای قدیمی در راهروهای بی انتها میپیچد
كوچيك
من از نهایت سکوت حرف می زنم بی الفبا و بی نقطه
كوچيك
مسیر را به خاطر بسپار که مقصد همان مسیر است
كوچيك
مسیر را به خاطر بسپار که مقصد همان مسیر است
كوچيك
سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه رو نداره تنديسي زيبا نمي شه، فقط يکبار فرصت داري تا از وحودت تنديس بسازي، پس از زحم تيشه خسته نشو
كوچيك
بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می کنند
كوچيك
صرف فعل “دوست داشتن” بسیار سخت است: گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست حالش کاملاً اخباری ست آینده اش هم شرطی ...
آفرين
14 سال و 11 ماه و 26 روز و 40 دقيقه قبل