دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط فید

هدف دادگاه حريري جنگ داخلي ميان شيعه و سني لبنان [لينک]

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط فید

تصاویر بارگاه شمعون پیامبر (ع) [لينک]

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط فید

برگزاری دوره تابستانه آموزش قرآن ويژه كودكان در تايلند [لينک]

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط فید

انتشار كتاب داستان «حضرت محمد(ص)» از سرشار، پس از يازده سال [لينک]

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط فید

تلاش بانک مرکزی مالزی برای توسعه صنعت مالی اسلامی [لينک]

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط فید

تدوین منشور محصولات حلال در كانادا [لينک]

دفـتـر ســُـرخ
28d2c577c3fadeffe35937e363400043-200 دفـتـر ســُـرخ

@بمباران درسدن برگی زرین در کارنامه مدافعان حقوق بشر! [لينک]

دفـتـر ســُـرخ
392696ab6fda9c791aa19c214228b84d-300 دفـتـر ســُـرخ

اوج اقتــــدار محمد رضــــا شاه در برابر ملکه انگلستان

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

پيكر يكي از به ‌نام احمدزاده را كه براساس شواهد دوستانش پيدا كرده بوديم و هيچ پلاكي و مدركي نداشت تحويل خانواده‌اش داديم. مادر او با ديدن چند تكه استخوان، مات و مبهوت فقط مي‌گفت: اين بچه‌ من نيست حق هم داشت او درهمان لحظات تكه ‌پاره‌هاي لباس شهيد را مي‌جست كه ناگهان چيزي توجه‌اش را جلب كرد. دستانش را ميان استخوان‌ها برد و خودكار رنگ و رو رفته‌اي را درآورد. با گوشه چادر، بدنه خودكار را پاك كرد. سريع مغزي خودكار را درآورد و تكه كاغذي را كه داخل بدنه آن لوله شده بود خارج ساخت. اشك در چشمانش حلقه زد. همه متعجب شده بودند كه چه شده، ديديم برروي كاغذ لوله شده نام احمدزاده نوشته، مادر آن را بوسيد و گفت: اين دست‌ خط پسر من است. اين پيكر پسرمه، خودشه.

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

چهارم بود. چند نفر نماینده که هم بودند به سید اعتراض کرده بودند که شما همه جا در صف مبارزه پیشقدم هستید و به ما مجالی نمی دهید. پاسخ داده بود: “ اولا شما بفرمایید جلو، من پشت سر شما هستم. ثانیا این میدان رفتن جرأت می خواهد و انتظار پاداش از کسی نداشتن. شما می خواهید اول مزد بگیرید، بعد بیایید. در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن؛شرط اول قدم آن است که باشی”

دفـتـر ســُـرخ
65441d92b7a15897c4e1f6a249728a33.jpg دفـتـر ســُـرخ

دکتر آر پى جى مى‌خواست، نمى‌دادند. مى‌گفتند دستور از بنى صدر لازم است. تلفن کرده بود به مسئول توپخانه. آن جا هم همان آش و همان کاسه. طرف پاى تلفن نمى‌دید دکتر از عصبانیت قرمز شده. فقط مى‌شنید که «برو آن جا آرپى جى بگیر. ندادند به زور بگیر. برو عزیز جان.»

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
172.jpg دفـتـر ســُـرخ

سال دوم یک استاد داشتیم که گیر داده بود همه باید بزنند. سر امتحان. کروات نزد، استاد دو نمره ازش کم کرد. شد هجده. بالاترین نمره.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
1308558542510884_large.jpg دفـتـر ســُـرخ

چپى‌ها مى‌گفتند «جاسوس . براى کار مى‌کند.» راستى‌ها مى‌گفتند «کمونیسته.» هر دو براى کشتنش جایزه گذاشته بودند. ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کند. یک کمى آن طرف‌تر دنیا، استادى سر کلاس مى‌گفت «من دانش جویى داشتم که همین اخیراً روى پلاسما کار مى‌کرد.»

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
xlg49731.jpg دفـتـر ســُـرخ

همه چیز درباره یک دانشمند ... [لينک]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
beheshti1.jpg دفـتـر ســُـرخ

بهش می‌گفتن انحصارطلب، ، مرفه، پولدار. دوستانش دوستانه گفته بودند چرا جواب نمی‌دهی؟ تا کی سکوت؟ پاسخ داد: مگر نشنیده‌اید می‌گوید «ان الله یدافع عن الذین امنوا». یعنی وظیفه من این است که بیاورم، کار خدا این است که از من دفاع کند. دعا کن من وظیفه خودم را خوب انجام بدهم. کارش را خوب بلد است.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.