دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

" دلهایتان را از دنیا خارج کنید ؛ پیش از آنکه بدنهای شما را از آن بیرون ببرند . " || امام علی ] ع [

دفـتـر ســُـرخ
swv.JPG دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

.. ساکنان حضیض بالاشهر طعنه اش می زنند اما ** گاهی اوقات دره در اوج است ، ارتفاعات پست بسیار است .. || عباس احمدی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

پسرش شهید شده بود . آمده بود بیمارستان دنبالش . جسدش را گذاشته بودند روی برانکار ، می بردند سردخانه . همان موقع همسایه شان آمد . پسر هم سایه هم شهید شده بود . هم دیگر را بغل کردند ؛ گریه می کردند ، به هم تبریک می گفتند . ||

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

داشت کوچه شان را آب و جارو می کرد . دوتا پسرهایش شهید شده بودند . می گفت : " آب و جارو می کنم که بسیجیها که اومدن ، ببینن هنوز هستیم . ببینند پشتشون رو خالی نکردیم . "

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دفـتـر ســُـرخ
imam (2).JPG دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

این که مردم نشناسند تو را غربت نیست ؛ غربت آن است که یاران ببرندت از یاد ..

دفـتـر ســُـرخ
che.JPG دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل در چ مثل ِ چمران

" اما.. اما این لحظات حساس ، لحظات وداع با زندگی و عالم ، لحظات لقای پروردگار ؛ لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد ! " || آخرین دست نوشته شهید لحظاتی قبل از شهادت

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

" زمان بر هیچکس وفا نمی کند اما با اینهمه زمان بر عاشورا مانده است و تو ، چه امروز و چه دیروز و چه هزارها سال دیگر ، یا باید که در قبیله شیطان وارد شوی و به لشکر یزید بپیوندی و اگر نه ، مرد باشی و در کنار اصحاب حسین بایستی .. " ||

دفـتـر ســُـرخ
a9a.JPG دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

تقویمها بی اعتبار شده اند . همه ی 365 برگ تقویم ، همه ی 4 فصل رنگارنگش را ، همه ی ماه ها و هفته هایش ، همه ی بهارهایش را بارها از سر گذرانده ایم ؛ بهار چرا نمی آید ؟

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

هجده سالش بود . توی موشک باران یک پایش قطع شده بود . وقتی آوردندش داد می زد : " ما می رویم به جبهه امام زنده بماند " . آنهایی که می دیدند ، یکی گریه اش می گرفت ؛ یکی باهاش شعار می داد . حتا به اتاق عمل هم نرسید . ||

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

موشک اول آن روز بود . به خانه آمد و بیل و کلنگش را برداشت . چند ساعت بعد خسته و خواب آلود گفت : " چند تایی را زنده درآوردیم ، چند تا هم شهید شدند . خوش به سعادتشون . " به زیر زمین رفت تا دست و صورتش را بشوید . موشک دوم آمد ؛ خوش به سعادتش شد . ||

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

می گفت : " دو سال کمر درد داشتم . اصلا پا به آب نمی زدم . بشور و بساب با بقیه بود . پنجاه تا برانکارد خونی آوردند . طاقت نیاوردم ؛ افتادم به شستن . الحمدالله کمرم از اون روز داره بهتر میشه . " ||

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

در شهر مانده بود و پرستاری می کرد . از دختر خردسالش ؛ جانباز بود . مادرش ، پدرش ، پسرش و برادرش رفته بودند ؛ شهید . می گفت : " شاید این جوری بفهمم حضرت زینب چی کشیده ! " ||

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

بریز آب روان اسما .. به روی جسم اطهر زهرا .. ولی آهسته آهسته ..

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

یه هفته ای می شدکه اومده بود گردان ما . تو این مدت کسی جز سلام و علیک ازش چیزی نشنیده بود . همه کارهاش هم پنهانی بود . خصوصا موقع لباس عوض کردن که عجیب اصرار داشت دور از چشم بقیه باشد .. موج انفجار اون قدر شدید بود که هیچی از بدنش باقی نمونده بود ؛ جز یه تیکه از بازوی خالکوبی شده اش : << توبه کردم .>>

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ
توسط موبایل

" اگر تمام خوبی ها به صورت شخصی درآید آن شخص فاطمه می شود ؛ بلکه فاطمه از تمام خوبی ها خوب تر است .. " || حضرت محمد - ص -