دفـتـر ســُـرخ
حسنی مبارک بالاخره کناره گیری کرد...
دفـتـر ســُـرخ
به حسنی مبارک گفتند: امروز که آخرین روزیه که با مردم مصر هستی ، چه احساسی داری؟"مبارک با تعجب جواب داد: وا ! مگه مردم مصر کجا دارن می رن؟!
دفـتـر ســُـرخ
جاريست هنوز در زمين خون خدا / خوني كه شكوفا شده تز كرب و بلا / اي فرصت انتقام كي مي آيي / مختار شده دلخوشي جمعه ي ما ..
دفـتـر ســُـرخ
ابلیس خطاب به نوح نبی گفت:در سه مورد متوجه باش كه من نزدیك ترین فاصله و مرز را با بندگان خدا دارم : 1- هنگامى كه خشمگین شدى بیاد من باش . 2- هنگامى كه قضاوت مى كنى بیاد من باش . 3- و هنگامى كه با زن بیگانه، تنها هستى به یاد من باش
دفـتـر ســُـرخ
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: « نخستین کسی که با قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیعت خواهد نمود، جبرئیل است. او در چهره پرنده سفیدی از آسمان فرود میآید و با آن حضرت دست بیعت میدهد. آنگاه یک پا بر بیت الله و پای دیگر [را] بر بیت المقدّس میگذارد و با ندای زیبا و رسایی که همگان آن را میشنوند، میگوید: [هان] امر خدا در رسید؛ پس در آن شتاب مکنید. او منزّه و فراتر است از آنچه [با وی] شریک میسازند»
دفـتـر ســُـرخ
گوشه ای از معجزات امام رضا(ع):سلیمان بن جعفر جعفرى مىگوید: در باغ امام رضا(علیه السّلام) نشسته بودیم و با آن حضرت سخن مىگفتیم كه گنجشكى آمد و جلو ما به زمین نشست و شروع كرد به فریاد كشیدن. و زیاد فریاد كشید و مضطرب بود. حضرت به من فرمود: مىدانى این گنجشك چه مىگوید؟ گفتم: خدا و پیامبر و فرزند پیامبر او، داناترند. فرمود: مىگوید: مارى تصمیم دارد كه تخمهاى مرا بخورد. پس برخیز و این چوب را بردار و به آنجا برو و آن مار را بكش. راوى مىگوید: برخاستم و چوب را برداشته و وارد خانه شدم. ناگهان دیدم كه مارى در آن خانه جولان مىكند، پس آن را كشتم.
دفـتـر ســُـرخ
اسماعیل بن ابى الحسن نقل مىكند كه: با امام رضا(علیه السّلام) بودم كه حضرت دستش را به زمین زد به طورى كه كأنه مىخواهد چیزى را از زمین بیرون آورد. ناگهان چند تكه طلا ظاهر شد، دوباره دستش را كشید كه ناپدید شدند. با خودم گفتم: اى كاش! یكى از آنها را به من مىداد. حضرت رو به من كرد و فرمود: هنوز وقت آن نرسیده است....
دفـتـر ســُـرخ
ارباب!صفر هم مثل محرم تمام شد و رفت....ما چه کردیم؟!