velveshia
یکی تیغ داند زدن روز کار.......یکی را قلمزن کند روزگار
velveshia
آموخته ام: کسی که یادم نکرد من یادش کنم شاید او تنهاتر از من باشد
velveshia
اگر نهایت دوست داشتن در یک قطره باران است، من دریا را تقدیمت میکنم
velveshia
از اشتباهات خود و ديگران عبرت بگير . بزرگمهر حکيم
velveshia
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح.....هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
velveshia
با تمـــــام قدرتـــــم وســـــط رودخـــــانه زندگـــــي ايســـــتاده ام !!!! ......................آن هـــــم در "جـــــهت مخالـــــف
velveshia
بار دیگر آغوش میگشایم هر چند تو نیستی اما خدایی هست که مرا در آغوشش بکشد
velveshia
گاهی لازم است كوتاه بیایی، گاهی نمیتوان بخشید و گذشت... اما می توان چشمان را بست و عبور کرد ! گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری ... گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی
velveshia
بزرگ بیندیشید ولی با یک کار کوچک شروع کنید
velveshia
بچه:مامان اون آقاروببین کچله!
مامان: هیس…میفهمه
بچه: مگه تا حالا نفهمیده!
velveshia
مشکل ما پنهان شدن در پس پردههایی است
که دیگران برایمان دوخته اند.
نیازی به گفتن ندارد
دراین سرزمین
همه ی ما
محکوم به سو ظن زاده میشویم!
velveshia
در چشم ِ مادر چنين بود" اينكه ميگويم "ميروي؟" يعني ميشود نروي؟ يعني حالا كه ميروي زود بر ميگردي؟