دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شگفتا وقتی که بود نمی دیدم، وقتی که می خواند نمی شنیدم، وقتی دیدم که نبود، وقتی شنیدم که نخواند. چه غم انگیز است وقتی که چشمه ی سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد، و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب. چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد، و به هوا رفت، و آتش کویر را تاخت و در خود گداخت، و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید، تو تشنه ی آب گردی و نه تشنه آتش، بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت ...

1391/02/31 - 09:04 در میکده
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)