دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
فردا - ابوالفضل خانه ندارد" تیتر خبری بود که 17 مهر در همیین سایت خبری منتشر نشد. الان که مینویسم و ابوالفضل هنوز خانه ندارد. مادرش پشت تلفن میگفت تا امروز با مکافات، همان پشت بام، سرپناهشان مانده است.ولی امروز روز آخر است و باید جمع کنند و بروند.
14 سال و 2 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبلکسانی همت کردند و سلام ابوالفضل را جواب دادند ولی خیلی مانده تا خشتهای مهربانی همقد یک 4 دیواری شوند. گفتیم سلام ابوالفضل را دوباره به همه برسانیم شاید جواب گرفت و خیالش از باد و باران راحت شد.
***
از پایین خانه هم که نگاه کنی می فهمی که باد و باران پاییزی کار سختی نخواهند داشت تا خانهی ابوالفضل را سرد و نمکشیده کنند. کاری ندارد برای باد گذر از ایرانیتی که شده سقف و چهار تا پتویی که شدهاند در و دیوار.
بالا که رفتیم بیشتر نگران پاییز و زمستان شدم. به نظر نمیرسید. سرما اصلا کار سختی داشته باشد. زیرانداز دندانگیری هم در کار نبود. بعدتر اما نگرانی برطرف شد! فهمیدیم ابوالفضل و خانوادهاش ده روز بیشتر مهمان بام میزبانشان نیستند. بعدش باید احتمالا برگردند گوشهی پارکی که از آنجا آمدند.
14 سال و 2 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبلبه گزارش «فردا»، ماجرا از آنجا شروع شده بود که 5 ماه کرایه خانهای که در آن سکونت داشتهاند عقب میافتد و ودیعهای که از کمیته امداد وامش گرفته بودند، به جای آن بدهی برداشته میشود. خودشان هم آواره کوچه و خیابان. این وسط از دست ابوالفضل کاری هم بر نمیآید، نه حالا نه بعدها. تنها نگاه میکند. معلول است. ذهنی و حرکتی. مادرش هم باید تمام مدت خانه باشد تا از او مراقبت کند. پدر فوت کرده و دو بچهی دیگر هم دانشآموز هستند.
مادرش از شرم عرق کرده و انگار زیر چادری که کشیده توی صورتش بغضش را قایم میکند. نگاهش را دوخته به ابوالفضل. من و عکاس هم همین کار را میکنیم. حرف زدن سخت شده که ابوالفضل به دادمان میرسد و از خواب بیدار میشود و خوشاخلاق توی صورتمان نگاه میکند و میگوید "سلام". سختی فضا میشکند.
مادر ابوالفضل که به حرف میآید میفهمیم که منبع درآمدی ندارند. از شدت تنگنا تمام مدارک و شناسنامه گروی این و آن هستند. مدتی جل و پلاسشان در پارکی پهن بوده و کسی دلش به رحم میآید و موقتا میآیند اینجایی که هستند. هنوز پاییز نرسیده آنقدری سرد شده که نشود شبها سر آسوده به زمین گذاشت. بچهها مریض شدهاند. مادر هم. ابوالفضل سرفه میکند ولی هنوز خوشاخلاق است. حتی وقتهایی که خودش را خراب میکند و مادر باید جایش را عوض کند باز آرام و خندهرو است.
اتاثشان را که نگاه کنی یک نکته مثبت پیدا میکنی! کشیدنش این طرف و آن طرف سخت نیست. سبکاند چون اساسا اثاثی به آن معنی در کار نیست.ابوالفضل دوباره دستم را میگیرد و نگاهم را از اثاث قلیل به سمت خودش میگیرد. یاد سلامش میافتم. از خودم میپرسم جوابش را چه کسی خواهد داد؟
14 سال و 2 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبللازم به یادآوری است دوستانی که تمایل دارند در این امر خداپسندانه شرکت کنند، می توانند کمکهای خود را به این شماره حساب واریز کنند:
شماره حساب: 0303563424003
شماره کارت: 6037691084095710
به نام پروانه روشنی
بانک صادرات
همچنین برای دریافت اظلاعات بیشتر با این ادرس [email protected] و یا با شماره 09196460927ارتباط بگیرید.
سايت خبري رجا نيوز....
14 سال و 2 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 25 دقيقه قبلبچه ها اگه از دستتون بر مي ياد...يه كمكي بهش بكنيد
14 سال و 2 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلتوی قران داریم که در موقع انفاق شیطان به سراغ ادم میاد و بهونه میاره تا ادم رو منصرف کنه تو رو خدا بی تفاوت نگذرید...