دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

واژه نامه شیرازی

1391/04/27 - 21:37 در بچه های شیراز
20 ديدگاه
آناهیتا

آرمه (ویار)
ال باخارا (آلو بخارا)
آمخته (عادت کرده)
اِراض کردن (هول کردن)
باد کردن (تکبر به خرج دادن)
ببه (محبوب، عزیز، معمولاً برای فرزند گفته می شود)
بُقُرنه (حلقوم)، پالون سُویده (حیله گر و مکار)
تاتی کردن (راه رفتن ابتدایی بچه ها)
جار (بانگ و فریاد)
جَر (دعوا و کشمکش)
چَپَری (فوری- سریع)
چپاکشی (اسباب کشی)
حصین (گلدان سفالی)
حال اومدن (چاق شدن)
خاکشیر مزاج (با همه کس سازگاری دارد)
خزوک (سوسک سیاه)
کله پوک (مارمولک)
ریشمیز (موریانه)
دولک (دوست دختر ، زید)
داچی (داداش)
دُب (لجباز)
رِچ (ردیف)
رنج (کوچک)
زلیبی (زولبیا)
زِنِشت (جربزه، جوهر)
سُپ (گونه)
سرقدم رفتن (اسهال داشتن)
شافتک (سوت)
شِوِر (شل و ول)
صب و صب (صبح فردا)
گا (زود)
ضَف کردن - پنوم (پنهان کردن)
طیفه (طایفه)
عزّوجز (التماس)
عزیز تِرانی (بچه لوس و ننر و یکی یکدانه)
غول (جای گود- برای استخر و حوض یا آبگیر به کار می رود)
غنچه دوسی (خواهر شوهری که ازدواج نکرده است)
فَلّی (بی نظم- درهم)، فند زدن (شعبده بازی)
قاپ قمارخونه (کنایه از آدم همه فن حریف)
قُرتِراق (رعد، تندر)، کَپه (نیمه، نصفه)
تشه برق ( رعد و برق کوچک )
کُترم (ناراحت)
گاسَم (شاید)
گِل غلته (روی زمین غلتیدن)
لُبَّک (بسیار چاق، تپل)
لِبدی (بد لباس، بدترکیب و بی بندوبار)
مُچنه (مچاله)
مُنج (به اندازه یک مشت)
نغّه (گریه بهانه جویانه کودکان)
ناکو (بد قلق)
وادنگ اومدن (دبه کردن)
واگوشک (لغز- چیستان، معما)
هاتون، هاتون (دیر، دیر- به ندرت)
هولی حمالی (الاکلنگ)
یی دری (مستراح)
یتیم غوره (گدا گشنه و بی کس و کار)
الکی خوشال ( خوشحالی بی مورد )
زرتنگ ( تمسخر زرنگی )

14 سال و 3 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 15 دقيقه قبل
آناهیتا

اوفِی (کنایه از خنک شدن دل )
چِکِنه ( چسبنده)
دیونه (دیوانه)
هاشپت (آدم مشنگ)
سِوُ (جدا کردن )
علاءِدّه(به طور جداگانه )
اُوزون (آویزان)
پتی (برهنه ، لخت )
اُرسی (دمپایی )
کُتُو (کتاب)
دسّک (دفتر)
قایِم (کنایه از محکم ضربه زدن )
دمِ رو ، روُدار (پشت سر هم ،پیوسته )
سِوِر (استوار ،مقاوم ،تیز)
سلو سلو (آهسته آهسته )
دَلّی (سطل )
جلد (سریع )
کِر (گوشه)
وَر (طرف ، بر)
وِر (زِر)

14 سال و 3 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبل
شقایق

خیلی باحال ه انا مگه می خوای بیام سُپتو بکنم

14 سال و 3 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 7 دقيقه قبل
آناهیتا

بچه ها بدون تعارف...اگه كسي از خطاب ها ناراحت ميشه بگه...دوست ندارم كسي اذيت بشه

14 سال و 3 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 49 دقيقه قبل
شقایق

عاشق خطابات شدیم دختروووووو مخصوصا این خیلی چَسَبید

14 سال و 3 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 48 دقيقه قبل
بـهـــار

عامو دیرو دوسُمِ دیدم اقد لُبَّک شده بود که نگو. بهش گفتم عامو رژیم بیگیر ولی اقد دُب هس که حرف گوش نَمیده. بعدش یه پرتقالی وَردُشت عینِ اینا که ویار کِردن کَپه کِرد گُذُشت کِر قُپِش نِشِس به خوردن.دسِشَم چکنه شده بود و آب نداشتیم. منم بهش گفتم اوفی دلُم خُنُک شد

14 سال و 3 ماه و 23 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبل
Peyman

سلام علیکم.عامو کارت خیلی درسه آبجی .

14 سال و 3 ماه و 23 روز و 19 ساعت و 23 دقيقه قبل

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)