دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

....
....
Moghamer

من بی دهان خندیده ام

1391/04/29 - 16:47 در کارگاه صورتگری
2 ديدگاه
....

یک بی سببی ست
یک بی اسبابی
گاهی بی سبب می خندیم که بسیار در این مورد مولانا گفته
گاهی هم
مثل همین قطعه
از بی اسبابی گفته
عاشق چنان مجنون می شود که دیگر به دنبال اسباب نیست
این قطعه در غزلی ست که سرار از جنون آنی و پر هیبت حرف می زند
انگار کنی که از هیبت حضور فراموش می کنی لباس بپوشی
عینک به چشم بزنی و ...
که این مرتبه ی بالایی را اشاره کرده
بی دهان خندیدن
..
بیچاره من که فکر می کنم در باره ی این حس ها می تونم حرف بزنم
بی واژه باید نوشت

14 سال و 2 ماه و 1 روز و 12 ساعت و 35 دقيقه قبل
SizDah91

بی دهان باید خندید
بی واژه باید نوشت
بی گوش باید شنید
بی هیچ اسمی باید عاشقی کرد

14 سال و 2 ماه و 10 ساعت و 32 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)