دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پیرکی لال سحر گاه به طفلی الکن می شنیدم که بدین نوع همی راند سخن: که ای زُزُلفت صُصُصُبحم شاشاشام تاریک وی ز چهرت شاشاشامَم صُصُصُبح روشن تِتِتریاکیم و پیش ششهد للبت صَصَصَبر و تاتاتابم رَررَفت از تَـتَـتَـن طفل گفتا: مَمَمَن را تُتُو تقلید مَکن گـُگـُـگـُـم شو ز بَرم ای کـَـکـَـکـَمتر از زن می می خواهی مُمُمُشتی به کَکَلت بزنم که بیفتد مَمَمغزت ميمیان دَدَهن؟ پیر گفتا: که وَوَالله که مََمَمَعلوم است این که که زادم من بیچاره ز مادر الکن به هَهَفتادو هَهَشتادو سه سال است افزون که که گنگ و لالالم بخَخَلاق زمن طفل گفتا : خخدا را صَصَصَد بار شُشُـکر که برَستم زجهان از مَمَلال و مَمَحن مَمَمن هم گـُگـُـگـُنگم مِمِمثل تُو تُو تُو تُو تُو تُو هم گـُـگـُـگـُـنگی مِمِمثل مَمَمَن

1391/05/04 - 15:52 در بچه های شیراز

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)