جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ *^*دل شکسته*^* تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
@saghar
@ღ azadeeehღ
@♂♀ SεtåЯε ♂♀
@shiva
@قاصــــدک¸¸.•*¨*•♫♪ ♥
@ܓ✿ ツMeena
@aynor
@MaRyaM
@✿.•*´BITA ✿.•*´
@بانو جاسمین
@هیــــــــــوا
@☆ஐsamiraஐ☆
@دیانا
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 4 دقيقه قبلاین قافلة عمر عجب می گذرد!
دریاب دمی كه با طرب می گذرد؛
ساقی، غم فردای حریفان چه خوری.
پیش آر پیاله را، كه شب می گذرد.
روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد،
ابر از رخ گلزار همی شوید گرد،
بلبل بزبان پهلوی با گل زرد،
فریاد همی زند كه: می باید خورد!
ساقی، گل و سبزه بس طربناك شده است،
دریاب كه هفتة دگر خاك شده است؛
می نوش و گلی بچین، كه تا در نگری
گل خاك شده است و سبزه خاشاك شده است.
از منزل كفر تا بدین، یك نفس است،
وز عالم شك تا به یقین، یك نفس است،
این یك نفس عزیز را خوش میدار،
كز حاصل عمر ما همین یك نفس است.
چون عهده نمی شود كسی فردا را،
حالی خوش كن تو این دل سودا را،
می نوش به ماهتاب، ای ماه كه ماه
بسیار بگردد و نیابد ما را.
تا زهره و مه در آسمان گشته پدید،
بهتر ز می ناب كسی هیچ ندید؛
من در عجبم ز می فروشان، كایشان،
زین به كه فروشند چه خواهند خرید؟
بنگر ز جهان چه طرف بر بستم؟ هیج،
وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ،
شمع طربم، ولی چو بنشستم، هیچ،
من جام جمم، ولی چو بشكستم، هیچ.
فصل گل و طرف جویبار و لب كشت،
با یك دو سه تازه دلبری حور سرشت؛
پیش آر قدح كه باده نوشان صبوح،
آسوده ز مسجدند و فارغ ز بهشت.
می نوش كه عمر جاودانی اینست،
خود حاصلت از دور جوانی اینست،
هنگام گل و مل است و یاران سر مست،
خوش باش دمی، كه زندگانی اینست.
لب بر لب كوزه بردم از غایت آز،
تا زو طلبم واسطة عمر دراز،
لب بر لب من نهاد و می گفت براز:
می خور، كه بدین جهان نمی آیی باز!
ابریق می مرا شکستی ربی !
بر من در عیش را ببستی ربی !
من می خورم و تو می کنی بد مستی ؟
خاکم به دهن مگر تو مستی ربی ؟
عمرت تا كی بخود پرستی گذرد،
یا در پی نیستی و هستی گذرد؛
می خور. كه چنین عمر كه غم در پی اوست
آن به كه بخواب یا بمستی گذرد.
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست،
چون هست زهر چه هست نقصان و شكست،
انگار كه هست، هر چه در عالم نیست،
پندار كه نیست، هر چه در عالم هست.
@F@RNo0o0o$H
@simin(مانكن دنبالر)
@nastaran
@گلی دنبالر!!!
@maryam
@نیلوبانو ^_^
@saba
@گـلـپــری
@♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)
@رویــــــا♥قلب خاندان♥
@raha
@پـریـسـا
@آزاده
@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 3 دقيقه قبلرندی دیدم نشسته بر خنگ زمین،
نه كفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین،
نی حق، نه حقیقت، نه شریعت نه یقین
اندردو جهان كرا بود زهرة این؟
دنیا دیدی و هر چه دیدی هیچ است،
وآن نیز كه گفتی و شنیدی هیچ است،
سرتاسر آفاق دویدی هیچ است،
وآن نیز كه در خانه خزیدی هیچ است.
من ظاهر نیستی و هستی دانم،
من باطن هر فراز و پستی دانم؛
با اینهمه از دانش خود شرمم باد،
گر مرتبه ای ورای مستی دانم.
ز من رمقی بسعی ساقی مانده است،
وز صحبت خلق، بی وفائی مانده است؛
از بادة دوشین قدحی بیش نماند،
از عمر ندانم كه چه باقی مانده است!
ساقی غم من بلند آواز شده است،
سرمستی من برون ز اندازه شده است؛
با موی سپید سرخوشم كز می تو،
پیرانه سرم بهار دل تازه شده است.
جز راه قلندران میخانه مپوی،
جز باده و جز سماع و جز یار مجوی؛
بر كف قدح باده و بر دوش سبوی،
می نوش كن ای نگار و بیهوده مگوی.
چون آمدنم بمن نبد روز نخست،
وین رفتن بی مراد عزمیست درست،
برخیز و میان ببند ای ساقی چست،
كاندوه جهان بمی فرو خواهم شست.
من هیچ ندانم كه مرا آنكه سرشت،
از اهل بهشت كرد، یا دوزخ زشت؛
جامی و بتی و بربطی بر لب كشت،
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت.
گویند: بهشت و حور و كوثر باشد،
جوی می و شیر و شهد و شكر باشد؛
پر كن قدح باده و بر دستم نه،
نقدی ز هزار نسیه بهتر باشد.
چون درگذرم به باده شوئید مرا،
تلقین ز شراب ناب گوئید مرا،
خواهید بروز حشر یابید مرا؟
از خاك در میكده جوئید مرا.
چون درگذرم به باده شوئید مرا،
تلقین ز شراب ناب گوئید مرا،
خواهید بروز حشر یابید مرا؟
از خاك در میكده جوئید مرا.
گر " می" نخوری، طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
غره بدان مشو که "می" می نخوری
صد لقمه خوری که "مِی" ، غلام است آن را
امشب می جام یكمنی خواهم كرد،
خود را به دو جام می غنی خواهم كرد؛
اول سه طلاق عقل و دین خواهم داد،
پس دختر رز را بزنی خواهم كرد.
من بی می ناب زیستن نتوانم،
بی باده، كشید بار تن نتوانم،
من بندة آن دمم كه ساقی گوید:
و من نتوانم. « یك جام دگر بگیر »
@ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
@ȒØ$ĦẶ
@سالومه( دوست عشق خاندان)
@hasty
@ehsas)----NEDA)
@مصطفی
@mehran313
@رضارنج بران
@اِبی بن بست. . .
@amirali
@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
@amirhosein
@مسافر...
@ساده(ساده خاندان)¯\_(ツ)_/¯
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبلدر كارگه كوزه گری كردم رای،
بر پلة چرخ دیدم استاد بپای،
می كرد دلیر كوزه را دسته و سر،
از كلة پادشاه و از دست گدای!
زان كوزة می كه نیست در وی ضرری،
پر كن قدحی بخور، بمن ده دگری؛
زان پیشتر ای پسر كه در رهگذری،
خاك من و تو كوزه كند كوزه گری.
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست،
برخیز و بجام باده كن عزم درست؛
كاین سبزه كه امروز تماشاگه تست،
فردا همه از خاك تو برخواهد رست!
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم،
وین یكدم عمر را غنیمت شمریم؛
فردا كه ازین دیر كهن در گذریم
با هفت هزار سالگان سر بسریم.
بر مفرش خاك خفتگان می بینم،
در زیر زمین نهفتگان می بینم؛
چندانكه بصحرای عدم می نگرم،
ناآمدگان و رفتگان می بینم!
پیری دیدم بخانة خماری،
گفتم: نكنی ز رفتگان اخباری؟
گفتا، می خور كه همچو ما بسیاری،
رفتند و كسی باز نیامد باری!
می خور كه بزیر گل بسی خواهی خفت،
بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت؛
زنهار بكس مگو تو این راز نهفت:
هر لاله كه پژمرد، نخواهد بشكفت.
ای چرخ فلك خرابی از كینة تست،
بیدادگری پیشة دیرینة تست،
وی خاك اگر سینة تو بشكافند،
بس گوهر قیمتی كه در سینة تست!
افسوس كه نامه جوانی طی شد،
وان تازه بهار زندگانی دی شد،
حالی كه ورا نام جوانی گفتند،
معلوم نشد كه او كی آمد، كی شد!
تا كی غم آن خورم كه دارم یا نه؛
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه،
پر كن قدح باده، كه معلومم نیست
كاین دم كه فرو برم برآرم یا نه.
اكنون كه ز خوشدلی بجز نام نماند،
یك همدم پخته جز می خام نماند:
دست طرب از ساغر می باز مگیر
امروز كه در دست بجز جام نماند!
تا خاك مرا بقالب آمیخته اند،
بس فتنه كه از خاك برانگیخته اند؛
من بهتر ازین نمی توانم بودن
كز بوته مرا چنین برون ریخته اند.
چون عمر بسر رسد، چه بغداد چه بلخ،
پیمانه چو پرشد، چه شیرین و چه تلخ؛
خوش باش كه بعد از من و تو ماه بسی،
از سلخ بغره آید، از غره بسلخ!
افسوس كه بی فایده فرسوده شدیم،
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم،
دردا و ندامتا كه تا چشم زدیم،
نابوده بكام خویش، نابوده شدیم!
@حسین
@┘◄HΘşᙓᓰŇ
@μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
@Bahramمحمدم
@ JACK
@* عمو naser *
@ی دوست..!
@سینا
@آقـا ابـوالـفـضـل . . . √
@امیر مهرابیان
@farshad 9 alexis
@سجاد
@حسین
@ســهـــیـــل
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبلهر چند كه رنگ و روی زیباست مرا،
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا،
معلوم نشد كه در طربخانة خاك
نقاش ازل بهر چه آراست مرا؟
آنانكه محیط فضل و آداب شدند،
در جمع كمال شمع اصحاب شدند،
ره زین شب تاریك نبردند بروز،
گفتند فسانه ای و در خواب شدند.
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی كه چرا همی كند نوحه گری؟
یعنی كه: نمودند در آیینة صبح
كز عمر شبی گذشت و تو بی خبری!
ایكاش كه جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
كاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی!
می خور كه فلك بهر هلاك من و تو،
قصدی دارد بجان پاك من و تو؛
در سبزه نشین و می روشن میخور،
كاین سبزه بسی دمد ز خاك من و تو!
این كوزه چو من عاشق زاری بوده است،
در بند سر زلف نگاری بوده است؛
این دسته كه بر گردن او می بینی:
دستی است كه بر گردن یاری بوده است!
هر چند كه رنگ و روی زیباست مرا،
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا،
معلوم نشد كه در طربخانة خاك
نقاش ازل بهر چه آراست مرا؟
شیخی بزنی فـاحــشـه گفتا: مستی،
هر لحظه بدام دگری پا بستی؛
گفتا: شیخا، هر آنچه گوئی هستم،
آیا تو چنانكه می نمائی هستی؟
می نوش كه عمر جاودانی اینست،
خود حاصلت از دور جوانی اینست،
هنگام گل و مل است و یاران سر مست،
خوش باش دمی، كه زندگانی اینست.
می خوردن و شاد بودن آئین منست،
فارغ بودن ز كفر و دین؛ دین منست؛
گفتم بعروس دهر: كابین تو چیست؟
گفتا: دل خرم تو كابین منست.
ای صاحب فتوی، ز تو پركارتریم،
با اینهمه مستی، از تو هشیارتریم؛
تو خون كسان خوری و ما خون رزان،
انصاف بده؛ كدام خونخوارتریم؟
امروز كه نوبت جوانی من است،
می نوشم از آنكه كامرانی من است؛
عیبم مكنید. اگر چه تلخ است خوش است،
تلخ است، از آنكه زندگانی من است.
با یار چو آرمیده باشی همه عمر،
لذات جهان چشیده باشی همه عمر،
هم آخر كار رحلتت خواهد بود،
خوابی باشد كه دیده باشی همه عمر
من بی می ناب زیستن نتوانم،
بی باده، كشید بار تن نتوانم،
من بندة آن دمم كه ساقی گوید:
« یك جام دگر بگیر »
@Alireza (موزیسین ِ خاندان )
@سپهر
@2yousef
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبلآورد به اضطرارم اول بوجود،
جز حیرتم از حیات چیزی نفزود،
رفتیم به اكراه و ندانیم چه بود
زین آمدن و بودن و رفتن مقصود!
چون درگذرم به باده شوئید مرا،
تلقین ز شراب ناب گوئید مرا،
خواهید بروز حشر یابید مرا؟
از خاك در میكده جوئید مرا
گر من ز می مغانه مستم، هستم،
گر كافر و گبر و بت پرستم، هستم،
هر طایفه ای بمن گمانی دارد،
من زان خودم، چنانكه هستم هستم.
نبینم دلت شکسته
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبلمن هیچ ندانم كه مرا آنكه سرشت،


14 سال و 1 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 59 دقيقه قبلاز اهل بهشت كرد، یا دوزخ زشت؛
جامی و بتی و بربطی بر لب كشت،
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت.
مــــــــــــــرسی یونس
گر " می" نخوری، طعنه مزن مستان را

14 سال و 1 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 46 دقيقه قبلبنیاد مکن تو حیله و دستان را
غره بدان مشو که "می" می نخوری
صد لقمه خوری که "مِی" ، غلام است آن را
گویند: بهشت و حور و كوثر باشد،
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 15 ساعت و 32 دقيقه قبلجوی می و شیر و شهد و شكر باشد؛
پر كن قدح باده و بر دستم نه،
نقدی ز هزار نسیه بهتر باشد.


14 سال و 1 ماه و 4 روز و 15 ساعت و 25 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 39 دقيقه قبلوی ارتفاع ابر
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبلآنجاکه ستاره های دنباله دارآرزوهای کودکانه رابرای خدا تعریف میکنند
جایی است که فرشته هاعاشق میشوند.
قسم به انجیر
قسم به زیتون
سوگندبه شبهای دهگانه
هیچوقت برای شروع دوباره دیرنیست.
خدا همین نزدیکیهااست.ممنونممممممممم

14 سال و 1 ماه و 3 روز و 19 ساعت و 48 دقيقه قبل