دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نویسنده @Erm!a : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یکه و تنها همراه با خانواده اش در سکوت دلخراش شب قدم زنان نشسته بود

1391/06/01 - 10:27
18 ديدگاه
سمیهـ ♥ملوس خاندان♥

آرمان هنوز درگیری هی میخونی یه چیزی یادت میاد

14 سال و 29 روز و 16 ساعت و 54 دقيقه قبل
Erm!a

کجای نویسندش مجهوله؟؟؟؟ ایناهاش جلوت وایساده

14 سال و 29 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبل
Erm!a

ریا چیه اثر هنری منو نوشتی میگی نویسنده مجهول .... خب زحمت کشیدم پاش

14 سال و 29 روز و 14 ساعت و 21 دقيقه قبل
سمیهـ ♥ملوس خاندان♥

مستشار الان اسمتو میزنم همه میفهمن چی گفتی مینا رو ببین داره بهت میخنده

14 سال و 29 روز و 14 ساعت و 13 دقيقه قبل
Erm!a

خو چرا الکی به آدم اتحام میزنین .... من اگه هنر نوشتن داشتم که ژنتیک نمیخوندم ...

14 سال و 29 روز و 3 ساعت و 19 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)