دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جای ديگری افتاده بود...

1391/06/05 - 14:14 در copy-paste
5 ديدگاه
آناهیتا

برگی افتاده بود
جای ديگری افتاده بود
و من صدای افتادنش را
صدای جدا شدنش را از شاخه
چرخيدنش را و پيچ و تابِ آرام‌آرام آمدنش را
و صدای نشستنش را، بر سطح درخشانِ آسفالتی، پياده‌رو خيابانی ، ...
شنيده بودم

ندانستم از كدام شاخه‌‌ی كدام درخت
در كجا روييده بود و
بر كجا فرود آمده بود
اين ‌چنين درخشان و اين‌چنين پرعشوه

همين است، فقط همين
و ملالی نيست

برگی، جايی، افتاد
و زندگی من گذشت در، يافتنِ درخت
و در، دريافتنِ برگ و درخت

همين بود، فقط، همين
و ملالی نيست ديگر
جز دوری شما.

كامران بزرگ‌نيا

14 سال و 27 روز و 2 ساعت و 1 دقيقه قبل
ماه

خیلی خیلی زیبا بود..

مرسی آنا نازنینم.. : *

: x

14 سال و 24 روز و 20 ساعت و 46 دقيقه قبل
ماه

ملالی نيست ديگر، جز دوری شما...

: )

14 سال و 24 روز و 20 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)