دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میز اوّل: نوك شكسته شده، خِـرت خِـرت تو در مدادتراش میز آخر: !

1391/07/13 - 20:41 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
آناهیتا

میز اوّل: نوك شكسته شده، خِـرت خِـرت تو در مدادتراش
میز آخر: نگاه من به خودم! نامه هایی كه واقعی تر باش

باز قرآن توی جیبت را سرطان گریه می كند از مرد
باز قرآن توی جیبت را حاضران گریه می كنند یواش

پدرم قرص خواب آور بود جلوی وردهای تلویزیون
مادرم پیر و پیرتر می شد توی صف های بربری و لواش

شكمم از خودم جلو می خورد، حالم از زندگی به هم می رفت
روزهایش شبیه هر شب بود، مثل هر روز می شوم شب هاش

می شوم متن یك سخنرانی حاضران/ دست می زنند به من
داد هی می زنم كه كاش اصلا ً... حاضران فكر می كنند كه كاش...

می شوم مسخ توی تلویزیون، رادیو، جمع، روزنامه ی صبح
در خیابان به راه می افتند كه تجاوز كنند از اوباش

در خیابان به راه می افتد میز اوّل برای گفتن ِ «نه!»
در خیابان به راه می افتد میز آخر برای چند خراش

مادرم سرخ می شود من را/ روغن داغ از تو می ریزد
در سرم خواب های نیمه سفید، بر تنم فلفل سیاه بپاش

پدرم در لواش می پیچد گوشتم را كه قرمز لزج است
چند چنگال می رود به تنم می كند هیچی ِ مرا كنكاش

...

در خیابان به راه می افتند میزهایی كه بچّـگی كردیم
و خداوند می دهند عذاب!! و خداوند می دهد پاداش

مثل یك «ان دماغ» می مانم كه به یك میز كهنه چسبیده
كه به این زندگی بگیر و بچسب، كه به این زندگی بگیر و بشاش...

سید مهدی موسوی

13 سال و 11 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 31 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)