دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان / چه خیالاتِ دگر مست درآید ز میان / هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند / همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان / ... !

1391/07/24 - 22:35 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
چه خیالاتِ دگر مست درآید ز میان

گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند
وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان


هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند
همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان

سخنم مست شود از صفتی و صد بار
از زبانم به دلم آید و از دل به زبان

سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران

همه بر همدگر از بس که بمالند دهن ,
آن خیالات به هم درشکند او ز فغان !

همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است
همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان

ز صلاح دل و دین , زر برم و زر کوبم
تا مفرح شود آن را که بود دیده جان

مولانا
................

13 سال و 11 ماه و 5 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)