دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خواب بودم و سراسر عمر تیغ بر خاطراتم می بارید دلم گورستانی ست به وسعت رنجی که می کشم

1391/09/04 - 15:46 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
آناهیتا

خواب بودم
و سراسر عمر
تیغ بر خاطراتم می بارید
دلم گورستانی ست
به وسعت رنجی که می کشم
دلم،
گورستانی ست
به قدمت سالهای عمرم،
پر از سنگهای قبر در کنار هم.
و خاطراتم
حک شده بر اين سنگهای سياه
سفيد و خاکستری.
خاطرات جوانمرگ شده،
خاطره های کهنه ولی عزيز
خاطره های تلخ.
...
رو برگردانده ام از زندگی
مرگ در کنارم
روی برگها خش خش می کند
و چقدر پایان نزدیک است
این دنیای سبز
در چشمانم فقط تاریک است

13 سال و 9 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 21 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)