دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

واسه پسرعمه‌ی بزرگم رفتیم خواستگاری دختره با یه تیریپ بسیار فجیعی که اصلا در خاندان ما رسم نبود خیلی انتحاری در همون ابتدا اومد زارت نشست پیش پسرعمه‌م، بابام آروم بهم گفت اینا با هم دوست بودن؟من گفتم نه حاجی، این حرفا چیه! یهو پسر عمه من کله رو انداخت پایین رفت از سالن بیرون، وقتی برگشت پدر دختره گفت کجا رفته بودی رضا جان؟ اینم گفت رفتم دستشویی دستام رو بشورم، یهو بابای من گفت مگه بلد بودی دستشویی کجاست؟!!!!!

1391/09/06 - 18:01
11 ديدگاه
elahenaz

حالا شما قبل خواستگاری برو دستشویی

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 51 دقيقه قبل
کوه یخ

من اول میرم دسشویی بعدشم میرم دخدر بازی

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 48 دقيقه قبل
Jangal

دقیقا کِی رفته بودید؟
اصلا تو رو چرا برد بودن؟
حالا این دختره بازم خواهر داشت؟ انگار خیلی روشن فکرِ آخه

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 43 دقيقه قبل
کوه یخ

شما درستو ادامه بده موقش شد خود پدرتون اقدام میکنه

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 33 دقيقه قبل
Jangal

خو حالا مگه خودم چلاقم... اگه خواستم میگم اقدام کنن...
ولی حالا چه کاریه؟ مگه بیکارم؟

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 31 دقيقه قبل
کوه یخ

واه واه بچه های مردم !!!!! من که هنوز بابام میگه دهنم بو شیر میده

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 26 دقيقه قبل
Jangal

خو به حرفای بابات خوب توجه کن

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 23 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)