دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من به سیبی خوشنودم ، و به بوییدن یک بوته ی بابونه ...

1392/02/01 - 20:33 در سهراب سپهری
2 ديدگاه
شَـہ ـرامـ ـ

من به یک آینه ، یک بستگی پاک قناعت دارم .

من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد .

و نمی خندم اگر فلسفه ای ، ماه را نصف کند .

من صدای پر بلدرچین را ، می شناسم ،

رنگ های شکم هوبره را ، اثر پای بز کوهی را .

خوب می دانم ریواس کجا می روید،

سار کی می آید ، کبک کی می خواند ، باز کی می میرد،

ماه در خواب بیابان چیست ،

مرگ در ساقه ی خواهش

و تمشک لذت ، زیر دندان هم آغوشی.




زندگی رسم خوشایندی است .

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ ،

پرشی دارد اندازه ی عشق .

زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.

زندگی جذبه ی دستی است که می چیند .

زندگی نوبر انجیر سیاه ، در دهان گس تابستان است .

زندگی ، بعد درخت است به چشم حشره .

زندگی تجربه ی شب پره در تاریکی است .

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه ی مسدود هواپیماست .

خبر رفتن موشک به فضا ،

لمس تنهایی « ماه » ،

فکر بوییدن گل در کره ای دیگر .



زندگی شستن یک بشقاب است .



زندگی یافتن سکه ی دهشاهی در جوی خیابان است .

زندگی « مجذور » آینه است .

زندگی گل به « توان » ابدیت ،

زندگی « ضرب » زمین د رضربان دل ما،

زندگی « هندسه ی» ساده و یکسان نفس هاست .



هر کجا هستم ، باشم ،

آسمان مال من است .

پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است .

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت ؟ ....


@ماه /

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبل
شَـہ ـرامـ ـ

اول اردیبهشت سالروز درگذشت سهراب سپهری / یادش گرامی

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)