دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@__** پسر**__ بفرما اسا خان از اینا انگاری دلت میخواست

1392/02/03 - 22:07
7 ديدگاه
__** پسر**__

هعیییییییی ... یادش بخیر . میاوردن در خونه ... چه رومانتیک ... منم درو باز می کردم چه رومانتیک ... بعدش میگفتم مر3000000000000 ... چه رومانتیک ...بعدش همه رو تو انباری میزدم تو رگ به تنهایی ... چه رومانتیک .

13 سال و 5 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 54 دقيقه قبل
__** پسر**__

اصن منو نمیشناسی .یک جور شله زرد بود که شکر و نبات داره .برا مادرم بده ولی میخوره . دیابت داره مامی .منم همشو میخوردم چون نذری بود تا مجبور نشم برگردونم یا بریزم بیرون . هعییی چه زود قضاوت میکنی و ... رومانتیک

13 سال و 5 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 48 دقيقه قبل
__** پسر**__

نکنه تو هم با انباری خاطره داری . مامی به علت دیابت لجباز هم شده ... بگی نخور بیشتر لج میکنه .

13 سال و 5 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 35 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)