دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حالا تنها خاطره ای خیس خورده از ست . . .

1392/02/12 - 02:57 در چهار راه
1 ديدگاه
باران بهاری

گفتم : " افسرده ای؟"

گفت: "نه؛ هرگز! ... فقط سنگین شده ام"

.

.

.

سنگین شده بود...

اما نه سنگین ِ رنگین!

مثل روزهای غبارآلود شهرم ،خاکستری به نظر می رسید...

مثل دود سیگار ِ رانندۀ تاکسی، سخت می شد تحملش کرد...

و مثل چای یخ زدۀ توی نعلبکی

- که مادر پلک های بستۀ کودک همسایه را با آن می شُست -

تلخ بود...

13 سال و 4 ماه و 21 روز و 21 ساعت و 30 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)