دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف میکنم هویزه خدمت میکردم پاسگاه مرزی برزگر بعد افطار بود ملخ افتاد توی لیوان آب هیچی دوستم دیگه آب نمی خورد بهش گفتم اگه توی غذای من بیفته میخورم شانس گند من همون موقعه یکی افتاد توی غذام منم مجبور شدم غذام را تا تهش بخورم بعد نمیدونم چرا دوستم دیگه غذا نخورد

1392/02/14 - 21:20 در اعترافگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)