دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه پیاده روی طولانی.من و نگین.از بیست متری.تو خ ملاصدرا.معدل.اردیبهشت ...

1392/02/21 - 22:07 در روزنوشت
5 ديدگاه
آناهیتا

واقعا حرف زدن و درد و دل لازم بود.کلی با هم حرف زدیم.از دبیرستان تا دیروز...

13 سال و 4 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 31 دقيقه قبل
آناهیتا

من و نگین خیلی دیر همدیگرو پیدا کردیم.خیلی دیر ولی خوشحالیم کلی زمان باقی مونده داریم.آینده...

13 سال و 4 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 29 دقيقه قبل
آناهیتا

بانوی آبی پوش رو گذاشتم...هر دو سکوت...

هی چی هم دنبال ریمل آبی گشتم به یاد اون دوران ،پیدا نکردم...

13 سال و 4 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 28 دقيقه قبل
آناهیتا

فقط و فقط یه قارچ برگر خردیم و نصف کردیم و 2تایی خوردیم. : دی

با یه کرانچی تند و آتشین...

13 سال و 4 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 23 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)