دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز واقعا عالی بود...عالی...

1392/02/25 - 21:58 در روزنوشت
13 ديدگاه
آناهیتا




دوستی که حدودا 11 سالی هست میشناسمش.بعد از کلاس با یه دسته گل رفتم دفترش.یه دفتر به تمام معنا هنری و گرافیکی...

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 38 دقيقه قبل
آناهیتا

لیسانس گرافیک هم رو تموم کرده و مشغول به کار.

واقعا پیشرفتش عالی بود...

مامانش هم باهاش تماس گرفت و علی گفت من اونجا هستم ومامانش هم چقدر خوشحال شد.

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبل
آناهیتا

وقتی کارهاش رو که تو فستیوال های خارجی بوده و نشونم میداد من نهایت ذوق و خوشحالی.

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 36 دقيقه قبل
آناهیتا

کلی با هم حرف زدیم.از خاطرات قدیمی.از دوستای مشترک.از رشید که الان آلمان هست و اونجا موسیقی و نقاشی رو ادامه میده.

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 35 دقيقه قبل
آناهیتا

از خودش گفت.منم از خودم.او از موفقیت ها و پشیرفت هاش میگفت و من از...

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 33 دقيقه قبل
آناهیتا

خاطرات قدیمی رو مرور میکردیم و می خندیدم و گاهی بغض و اشک...

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 32 دقيقه قبل
آناهیتا

در مورد زندگی من که شد میگفت اخه چرا؟گفتم چی بگم؟گفت خیلی صبور شدی.خیلی ساکت...

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 30 دقيقه قبل
آناهیتا

علی دوره کاردانی دانشجوی برتر گرافیک استان فارس بود...

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 29 دقيقه قبل
آناهیتا

خیلی حرفا رو نمیشه گفت.نمیشه...خیلی از خاطرات رو نمیشه ثبت کرد.نمیشه...

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبل
آناهیتا

قبل از دیدنش رفتم گلفروشی همیشگی و 3شاخه رز و 2شاخه گل ِ شیپوری.وای که چقدر این پسر حاج آقا هم زبون ریخت و بس

گفت نکنه یه وقت گل مصنوعی بگیریا .گفتم عمرا من و گل مصنوعی؟

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبل
آناهیتا

گفتم می خوام بیام از گل ها عکس بگیرم.با خنده گفت باید بابام باشه؟گفتم چی؟گفت شوخی کردم.شما صاحب اختیاری.اصلا مغازه برا شما.

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)