دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ازونجایی ک امروز تولدی دعوتم پر از انسان های [!]ی از صبح در حال آماده شدن هستم بعد اپیلیدی دستم بود. بابام اومده همچین یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت و رفت بعد صداش کردم: بابا! بــــــابــــــــــا!؟ بیا موهای پشت گردن و شونه ت رو برات اپیلیدی کنم. خلاصه کلی از مزایاش تعریف کردم و راضی شد نشست آقا دو تا خال مو رو ک کند دستگاه بابام تا توک انگشت شصتش قرمز شد دردش اومده بود با کلی آخ و اوخ خلاصه گفت: من معذرت می خوام جان اضافه ندارم توام دیوانه ای بچه و رفت

1392/02/27 - 12:04 در روزنوشت
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)