دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نتوانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن / نه ز بند تو رهایی، نه کنار تو نشستن / ای نگاه تو پناهم! تو ندانی چه گناهی‌ست / خانه را پنجره بر مرغک طوفان زده بستن ... !/ [شفیعی کدکنی]

1392/03/06 - 17:58 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو مده پندم از این عشق که من دیر زمانی
خود به جان خواستم از دام تمنای تو رستن

دیدم از رشته ی جان دست گسستن بود آسان
لیک مشکل بود این رشته ی مهر تو گسستن


امشب اشک من ارزد و خدا را که چه ظلمی ست
ساقه ی خرم گلدان نگاه تو شکستن

سوی اشکم نگهت گرم خرامید و چه زیباست
آهوی وحشی و در چشمه ی روشن نگرستن

13 سال و 3 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)