دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

برگرفته از سه صفحه متفاوت از کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم نوشته زویا پیرزاد(1380)

1392/03/24 - 23:06 در یک فنجان کتاب گرم
1 ديدگاه
bano °✿ روزهای رویایی °✿

با زن های دیگر فرق داری. به چیز هایی توجه می کنی که دیگران توجه نمی کنند. چیز هایی برایت مهم است که برای زن های دیگر نیست.
.
.
از وقتی که خودم را شناختم فقط تحمل کردم. اول برای پدرم، بعد شوهرم، حالا پسر و نوه ام. هیچ وقت کاری را که دوست داشتم بکنم، نکردم
.
.
حس کردم در جایی که هیچ انتظار نداشتم ناگهان آینه ای جلویم گذاشته اند و من توی آینه دارم به خود نگاه می کنم و خود توی آینه هیچ شبیه خودی که من فکر می کردم نیست

13 سال و 3 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)