دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

که ...

1392/04/10 - 09:54
1 ديدگاه
خاتـــــღـــــــون ツ

تو گریه میکنم... محکم میگیریم تو بغل... من هق هق ... دست میکشی تو موهام ... من هق هق ... پیشونیمو میبوسی ... من هق هق ... غمام یادم میره با بوسه هات ولی باز من هق هق... تو: چیه دیگه خانومی؟ بانو طلای من؟ من باز هق هق... وسط هق هقام: تنهام نذاری هیچوقتا؟ تو هم بخندیو بگی از اول واسه همین گریه میکردی؟ من: نه خب اونکه گریه نداشت! فکر نداشتن یه لحظه ی تو و آرامشی که واسم داری هق هق داره! نریا؟ باششه؟ با همون لبخند همیشگی و آرومت، با چشایی که هر لحظه به جنون میکشه منو ... بگی: عااااشقتم وقتی میشی یه نی نی کوچولو تو بغلم که مراقبت میخاد . . . کجا برم بی ، همه ی من؟

13 سال و 2 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 10 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(5 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)