دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خونه مادربزرگم بودم رفیق دوران مدرسه مامانم اومد منو دید گفت ماشالا بعد هی ازم میپرسید چندسالته؟دانشگاه میری؟کجا میری؟بعد رفتنش به مامانم میگم بچه داره میگه آره دوتا پسر دارهدوباره خیال برام داشته بود مث فیلم هندی دختر داشته باشه بعد ما بهم برسیم هیییی گر بگویم گریه ها بر روزگارم میکنی به موت قسم

1392/05/08 - 22:57 در دلنوشتِ دنبالریون
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)