دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیدن ِ همسایه قدیمی بعد ازحدود 10 سال...

1392/05/27 - 01:37 در چیزای خوب
2 ديدگاه
آناهیتا

حدود ساعت 8 بود یکی در زد.در داخل کوچه.رفتم درو باز کردم یه دخرت بود که سلام و احوالپرسی.و گفت فلانی (خواهرم) خونه هست؟یهو گفتم الهام شمایی؟گفت اره.بیشتر احوالپرسی و اینا.

احوال مامانش گرفتم که گفت داخل ماشین تو کوچه هست.سریع رفتم پیش مامانش و احوالپرسی و تعارف کردم و اومد داخل.خواهرم هم کیلی ذوق و شوق.

الهام دوست دوران بچگی و ابتدایی اش بود که بعد از دوران ابتدایی از این شهر رفتند.

خواهرم برا دوست مشترکشون که اونم داخل کوچه هست و گفت سمانه سریع بیا.
سمانه اومد.اولش الهام رو ندید و تو حالت رو دروایسی با مامان الهام رو بوسی.یهو الهام رو دید و خوشحال و ذوق زده.سمانه هم زنگ زد برا مامانش و اود مامان الهام رو دید.منم با مامان تماس گرفتم و مامان الهام تلفنی با مامان صحبت کرد..

13 سال و 1 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 13 دقيقه قبل
آناهیتا

قیافه خواهرم وقتی گفتم الهام دم در هست و وقتی سمانه ،الهام رو دید خیلی جالب بود

13 سال و 1 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 11 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)