دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شام هیچی نداشتیمبعد بابام گفت بزنیم (بالهجه محلی: ترمغ) من که ازاین غذا خیلی بدم میاد رفتم درِ باز کردم دیدم ظهر هنوز مونده...سریع ورداشتم ماکارونیو در اوردمخیلیم خوشحال وخندون که الان محمد(داداشم) میاد غذا نیست از گشنگی مجبوره همون بخورهدو از اوضاع داخلی غافل شدم دیدم زنگِ درو زدن...نگو آقا برای خودشون سفارش دادنینی من آدم نبودم برامنم بگیرن؟؟؟شایدم

1392/06/01 - 22:25 در دلنوشتِ دنبالریون
17 ديدگاه
dina.behdad.)zAhRaⓐⓛⓞⓝⓔ)

من تو این فکرم تو رو از کدوم پرورشگاه آوردن

13 سال و 26 روز و 13 ساعت و 18 دقيقه قبل
عدس پلو !(خندون دنبالر)

بیا ببرمت ببینم کدوم پرورشگاه بودی
عکس بچگیت رو هم بیار

13 سال و 26 روز و 13 ساعت و 10 دقيقه قبل
عدس پلو !(خندون دنبالر)

چرا ! شام نیومده بودن ... با این 20 دقیقه س رفتن اما خو ... شام نموندن ...

13 سال و 26 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

20دیقس رفتن بعد شام نموندن؟؟؟چه مهمونایی...

13 سال و 26 روز و 13 ساعت و 4 دقيقه قبل
عدس پلو !(خندون دنبالر)

آره !
گفته بودن شام نمیایم ...
خو یزدیا زیاد تو مهمونیاشون شام رسم نیس ! ولی اینا گفته بودن ما شام نمیمونیم ...

13 سال و 26 روز و 13 ساعت و 3 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

رسم نیست؟؟تا 11شب ملتو علاف میکنن شامشونم کوفت کنن دیگه

13 سال و 26 روز و 13 ساعت و 1 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)