دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز تو فرودگاه ک رفته بودیم دنبال ننه بابام پسر دایی بابامو دیدیم ک از امریکا اومده بودبعد تا منو داداشمو دید یکم هنگ کرد بعد ی دفه وایساده بودم اومد دست انداخت دور شونه ی منمنم حالا خندم گرفته بود تو دلم میگفتم :مطمئنی درست بغل کردی؟میخوای من برم جلوتر کناریمو بغل کنی؟کناریم خواهرش بود اخهبعد دیگ هی سعی میکردم نخندم ولی ی لبخند خیلی گنده اومد رو لبم

1392/06/01 - 23:08 در فقط حرفایِ خودم
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)