دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

راستش من تصمیم گرفته بودم همه چیز را بگویم ، دست خودم نبود که ، با یک تشر رنگم میپرید و با یک سیلی تنبانم را خیس میکردم، این طور بارم آورده بودند که بترسم، از همه چیز، از که مبادا بهش بر بخورد ، از که مبادا دلش بشکند ، از که مبادا برنجد و تنهایم بگذارد ، از که مبادا برآشوبد و به سراغم بیاید

1392/06/04 - 16:13 در چهار راه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)