دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
معلم پای تخته داد می زد
13 سال و 23 روز و 13 ساعت و 45 دقيقه قبلصورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه! بی خود!!!، هیا هو می کرد
و با آن شور بی پایان ...
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین نوشت:
یک با یک برابر هست
از میان جمع شاگردان یکی برخاست!
همیشه یک نفر باید به پا خیزد ...
به آرامی سخن سر داد :
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم مات بر جا ماند!
و او پرسید:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
یک! با یک!!! برابر بود ؟؟؟؟؟؟؟؟
سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود ...
او با پوزخندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت! پایین بود ...
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون چون قرص مه می داشت! بالا بود ...
وان سیه چرده!!! که می نالید، پایین بود ...
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد!!! ...
حال می پرسم!
یک اگر با یک برابر بود؟؟؟؟؟؟؟!
نان و مال مفت خواران از کجا؟؟؟ آماده می گردید ...
یا چه کس؟؟؟؟ دیوار چین ها را بنا می کرد ...
یک اگر با یک برابر بود؟؟؟؟؟؟؟!
پس، که؟؟؟؟ پشتش زیر بار فقر خم می شد ...
یا که؟؟؟؟ زیر ضربت شلاق له می گشت ...
یک اگر با یک برابر بود؟؟؟؟؟؟؟!
پس چه کس؟؟؟؟ آزادگان را در قفس می کرد ...
معلم ناله آسا گفت:
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
یک! با یک!!! برابر نیست ...