دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه پارچه قهوه ای داشتم گذاشته بودم بدم خیاط برا تونیک.دیدم مامان که وقت نداره.امروز خودم دست به کار شدم و مدلش رو روی روزنامه در آوردم.تا مامان فردا بیاد نگاش کنه و بعد هم برش و دوخت.بعد مدت ها می خوام برم سراغ خیاطی.

1392/06/08 - 21:02 در روزنوشت
9 ديدگاه
آناهیتا

هنوز مانتو جین که 10 سال پیش دوختمش رو دارم.یادم میاد زهرای عمه انگشت به دهان مونده بود

13 سال و 20 روز و 22 ساعت و 2 دقيقه قبل
آناهیتا

ندا خیاطی رو دوس دارم.ولی واقعا وقت و حوصله می خواد.یه مدت پیگیرش بودم اما بیخیالش شدم.اما باز پیگیرش میشم.

13 سال و 20 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبل
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

برا منم بدوز به همین بهونه هلک هلک بیام بگیرم ازت!

13 سال و 20 روز و 22 ساعت قبل
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

اره واقعا.من تازه رسیدم اموزش بالاتنه

13 سال و 20 روز و 21 ساعت و 47 دقيقه قبل توسط موبایل
آناهیتا

من چند سال پیش رفتم کلاس.حدود 10 سال پیش.تا پایین تنه تموم شد دانشگاه قبول شدم و دیگه ادامه ندادم.الان هم از روی کتاب های فیروزه اسد اذر.

13 سال و 20 روز و 21 ساعت و 44 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)