دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادمه با رفیقم رفته بودیم کافی نت تا یه تحقیق بگیره بعد اونجا یه دختره کار میکرد شماره مغازه را داد گفت فردا زنگ بزن آماده شد بیا ببر رفیقم: حالا نمیشد شماره خودتو بدی دختره خندید گفت من از تو بزرگترم نمیشه حالا تجسم کنید من اون حرفو میزدم دختر پاشنه کفششو فرو میکرد تو مغزم بعد جیغو دادوبیداد راه مینداخت مامور میومد منو میبوردن زندون اِوین حبس میخوردم بجرم آزاو اذیت نَوآمیس مردم

1392/06/16 - 21:13 در دلنوشتِ دنبالریون

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)