دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اُمیدوارَم از این پُست به راحَتی نَگذرید

1392/06/31 - 15:49 در دوره
3 ديدگاه
♥ αfѕαɴєн ♡

"نامساوی"

را زیر بَغلش گذاشتَند و کردَند..
با رَنگ و چهره بَرافروخته کشید:بهت گُفته باشم تو نمی شی ...
مُجتبی نگاهی به هَمکلاسی هایَش انداخت آب دَهانش را داد خواست چیزی بگوید اما
سَرش را پایین انداخت و ...
برگه مُجتبی دَست به دَست بین معلم ها می گَشت اَشک ُ خَنده درهَم بود..

امتحان ریاضی . . .

سوال :یک مثال بَرای مَجموعه نام ببرید..جواب :مَجموعه آدَم های فامیل ما

سوال :عضو دَر جَمع کدام اَست ؟جواب :حاج مَحمود آقا..شوهَرخاله ریحانه که بود و نبودَش در جَمع خانواده هیچ نَدارد و گره ای از کار باز نمیکند...

سوال :خاصیت دَر رابطه ها چیست؟ جواب :رابطه ای اَست که موجب دَست پدرَم بیماری مادَرم و همیشگی ماست..معلم ریاضی را با گوشه برگه پاک کرد و ادامه داد

سوال :نامساوی را کنید...جواب :نامساوی یَعنی رابطه ما با آنها از ما ...
اصلا نامساوی که ُ تَمجید ندارد که نباشد

سوال:خاصیت بَخش پذیری چیست؟
جواب: همان خاصیت است آقا که اگر داشته باشی در بَخش پَذیرش می شوی وگرنه مثل ِخاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان در راه خانه ...

سوال: کوتاه ترین بین دو نقطه چه خطی است؟
جواب: خط فقر..که تولد لیلا خواهرم را سریعا به مُتصل کرد...

برگه در این نقطه کَمی خیس بود و غیرخوانا که شاید اثر قطره ِمُجتبی بود
معلم ریاضی ادامه نداد برگه را تا کرد بوسید و دَر گُذاشت
مُجتبی دَم در حیاط مدرسه رسیده بود بَرگشت با صدای لرزانش فریـاد زد
آقا اجازه: گفتید نمی شیم؟ ؟
بعد رفت در حیاط را بوسید
و پُشت دَر شد

12 سال و 11 ماه و 28 روز و 10 ساعت و 41 دقيقه قبل
: ) اَمـــَد

برگه در این نقطه کَمی بود و غیرخوانا که شاید اثر قطره #اشک ِمُجتبی بود ...

12 سال و 11 ماه و 28 روز و 9 ساعت و 5 دقيقه قبل

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)