از وقتی یادم میاد مامان هیچوقت دوست نداشت صندلی جلو ماشین بشینه و این من بودم از بچگی تا الان همیشه صندلی جلو کنار بابا میشینم.جلو نشستن یه مزیت های خوب داره.همیشه جاده رو می بینی.می تونی اون نقطه تلافی جاده و آسمون بدون هیچ مانعی ببینی و اینکه همیشه سبد چایی جلو پای من هست و من همیشه مسئول چایی ریختن واسه بابا هستم .تو سفر ها حتی سفر ها 1روزه همیشه دست راستم رو تیکه میدم به سر و پنجره ماشین.هم جلو رو نگاه میکنم و هم از آیینه بغل پشت سرم.یه وقتایی حرکت ابرها اینجوری (از ایینه بغل نگاه کردن) بیشتر لذت داره.
1392/07/01 - 15:17 در
دلنوشتِ دنبالریون
چقدر قشنگ تصویر سازی کردی...
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 23 دقيقه قبلواقعا؟
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 53 دقيقه قبلاره خيلي جالب بود
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 16 دقيقه قبل توسط موبایلحداقل واسه من
جالبیش اینجاست وقتی یه مسیر تکراری رو می رم همیشه جذابیت های خاص خودش رو داره.مثلا جاده اصفهان شیراز.
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 38 دقيقه قبلولی ما همش داریم رانندگی میکنیم و کلی خستگی تو تنمون میمونه ...
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبلمگر اینکه سمت کوه و دریا و جنگل باشه که حال و هوای آدم عوض میشه حتی پشت فرمون
تازه من چایی هم با خیال راحت می خورم
13 سال و 1 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 20 دقيقه قبل