دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از عروسی داشتیم میومدیم یهو خواهرم گفت مظاهر چرا زن نمیگری بعد من خرسند از این که خواهرم به فکرمه یهو شروع کرد واسه عقدت لباس میگرمواسه بآر بَرون یه دست لباس میگرم واسه وقتی بار میارن یه دست دیگه میگرم واسه حنا بندون یه لباس دیگه میگرم واسه عروسیت یه دست دیگه لباس میگرم نیم وجبی چه خیال پردازی داره این وسط من بهونه بودم

1392/07/03 - 20:52 در دلنوشتِ دنبالریون
13 ديدگاه
ﬡᖲᗩᖇᗩ

خو راست می گـــه

منم اگه تو زن بگیری بعد منو دعوت می کنی کلی لباس می گیرم

12 سال و 11 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 23 دقيقه قبل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

نه به باره نه به داره اسمش خاله موندگاره

زنم کجا بود جو میدین

حالا کی خواست دعوت کنه

12 سال و 11 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 20 دقيقه قبل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

گزینه جیم درسته نیست هست هیچکدوام هردو گزینه

12 سال و 11 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 8 دقيقه قبل
فوژان

تنها دلیلی که دوس دارم فرشاد زود ازدواج کنه همینه

12 سال و 11 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 13 دقيقه قبل
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

انقد خودتو مشتاق نشون نده مثلن فردا روز قراره خواهر شوهر شی

یه مقدار باس اقتدار داشته باشی

12 سال و 11 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 7 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)