دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@✔ عـلـ[بابا]ــی کاش زندگی در برگ درخت جاری بود آنگاه تا بهار بود می خندیدیم و بعد به امید پاییز می نشستیم

1392/07/09 - 21:37 در پاییز
8 ديدگاه
یاس

سلام علی بابا
مدادرنگی ها مون کو پس ؟

12 سال و 11 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 17 دقيقه قبل
محمدحسن مزروعی

@گـلـپــری دزدید و رفتش فروخت بعدش رفت برای خودش پفک خرید خورد.

12 سال و 11 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 16 دقيقه قبل
گـلـپــری

محمدحسن تو در مورد من چی فکر کردی زای؟ من مداد رنگی نمی فروشم

12 سال و 11 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 14 دقيقه قبل
محمدحسن مزروعی

البته ممکنه مدادرنگی ها رو هم خورده باشه.

12 سال و 11 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 13 دقيقه قبل
✔ عـلـ[بابا]ــی

... !/

...

صحبت از پژمردن یک برگ نیست..
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست...
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرُست...
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست...
در کویری سوت و کور..
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور...
صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق...
گفتگو از مرگ ”انسانیت“ است....
!

... فریدون مشیری ...

12 سال و 11 ماه و 18 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)