دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عـکـس پـروفـایـلم برام تـداعـی کننده اون روزهای هست که همیشه رو پنجره اتاقم می نشستم ، درست مثل همین تصویر و کتاب می خوندم ، به آسمون و کوه ها نگاه می کردم ... الانم گاهی میرم ، می شینم ، اما از وقتی جلوش رو پدرم توری زده ، دیگه لذت قبل رو نداره اما از هیچی بهتره ./.

1392/07/16 - 13:50 در بنویـــس . . .
7 ديدگاه
آناهیتا

می دونی به این صحنه و توصیفت حسودیم شد؟

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 8 دقيقه قبل
آرتـنـوس

مال ما هم چون تو باغ هست این جوریه ...

من همیشه زیر یک پنجرمون جای پا داشت ، از اونجا می پردیم پایین ، مامانم همش می گفت آخرش دست و پات می شکنه ، از این وریه می ترسیدم بپرم بعدش به خاطر مارمولک و سوسک فراوون بابام گرفت توری زد ، بهش گفتم کشویی بزن ، گرفت ثابت کرد : |

اما من بودم می رفتم می شستم ، از بچگی همسایه ها رو عادت میدادم به وجود خودم رو پنجره

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 57 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)