دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نفس بسه ديگه نفس نمی‌خوام بذار لبات و بی هوا ببوسم !

1392/08/11 - 21:12 در لحظه های تنهایی ...
3 ديدگاه
Mr.SileNce

طناب و صندلی دارن می‌رقصن خيلی دلم می خواد برات بميرم
آتيش بزن، آتيش بزن به جونم بذار تو گرمای تو گُر بگيرم

بذار ترانه‌های نيمه جونم با اسم تو دوباره جون بگيره
بذار كه از مستی چشمای تو ترانه‌ها بوی جنون بگيره
....
روی دلم مونده برای يك بار صدات كنم عرو سكم، عروسم
نفس بسه ديگه نفس نمی‌خوام بذار لبات و بی هوا ببوسم

دارم دوباره از تو می‌نويسم از تو كه هيچ وخ مال من نبودی
از تو كه حتی موقع پريدن به فكر زخم بال من نبودی

فقط می‌گفتی اگه مردی بيا بهم می‌ياد مرد سفر نباشم
بهم می‌ياد تو شهر خواستن تو يه دوره گرد دربه‌در نباشم

عروس حجله‌های آسمونی گيسو بلند، ابرو كمون، تو حيفی
پرات و وا كن و برو از اينجا تو شهر آدما نمون تو حيفی

بهتره واژه‌ها تو رو نفهمن هر چی خدا ازت نوشته بسه
طناب و صندلی دارن می‌رقصن خسته شدم ((آدم فرشته)) بسه

13 سال و 6 روز و 21 ساعت و 58 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)