دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخوام یه اعتراف ی بکنم. یه مدت پیشا که خیلی دیر به دیر میومدم علاوه بر اینکه بخش عمدش به خاطر درگیری کاری خودم بود یه بخشش هم مربوط میشد به خود ِ ُ جَوش . ینی یه جوری شده بود که حس میکردم حالُ هوای این جا بد جوری روم اثر میذاره ؛ حس غالب شده بود ناامیدیُ غمُ مشکلات زندگیُ چه میدونم امثالهم که شما خودتون بهتر از من میدونین حتا . نمیدونم شاید مشکل از من باشه که زیادی تحت تأثیر محیط اطراف حالُ هوام عوض میشه یا شاید بقیه َم شبیه من باشن یه جورایی . ولی کلن همین القای حسای بد باعث میشه یه وقتایی به سرم بزنه که بی خیال شم ولی خو تا الان که مقاومت کردم . امیدوارم یه کوچولو َم که شده متحول شه که اونم فقط یه راه داره : خودمون متحول شیم دور ِ همی ... [ جا داره بگم این پستم معنیش مظلوم نمایی ُ قهر ُ آره منم میخوام برم یکی جلومو بگیره ! نیسش ابدن ؛ فقط صادقانه نظرمو گفتم . دیدگام میبندم چون خوابم میاد نمیتونم بمونم ج بدم . از اونجایی که پستم جنبه ی طنز نداشت تو گروه اعترافگاه نذاشتمش نخطه ]

1391/01/22 - 01:38
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)