دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
#سکوت
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 4 دقيقه قبلگام هایم بلند تر از همیشه ، شتابان ، بی مورد، سرد و سخت ...
گاهی همین #سکوت ها معجزه میکند ... البته گاهی فقط ...
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 2 دقيقه قبلدلتنگی ِ سرد ِ دست های ِ سخت ..
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 58 دقيقه قبلآقا مستقیم میری ..
باز من نگاش کردم ..
آقا کجا میری ، برسوونمت ؟! هومن با توام .. کجا میری .. ؟! وایسا ببینم ...
سرمو انداختم پائین خیره به سنگفرش ها ...
نگام کن هومن .. !؟
دلگیرم از سنگ فرشها .. دلگیرم ...
#سکوت هم نعمت هم نقمت !
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 55 دقيقه قبلهمین که این سنگ فرش ها تو را به یک فنجان #سکوت دعوت میکنند ،
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 53 دقيقه قبلغنیمتی ست برای خودش ...
این روزها سکوت هم غنیمتی ست حتا !
باور کن #هومن ...
اون روزا شاید #سکوت حرف آخر بود ،
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 42 دقيقه قبلاما حالا ؛
#سکوت تازه اول ماجراس ...
دلگیرم از پس و پیش شدن روزها ..
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 29 دقيقه قبلدیشب را یادت می آید .. ؟!
لب بام آرزوها .. آرزو کردم
از یاد بروم .. تو به من خندیدی
سال هاست در پریشانی این #سکوت غوطه ور مانده ام ...
آسمان ُ زمین را که به هم بدوزم ،
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبلقرار باشد نیایی نمی آیی ؛
قرار باشد بروی میروی ؛
قرار باشد #سکوت کنی میکنی ،
حالا هِی من برایت آسمان ریسمان میبافم ...
من .. ؛
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 22 دقيقه قبل.... آخرین حرف ِ فاصله ی به جا مانده از #سکوت شبم ...
تو ؛
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 19 دقيقه قبل#سکوت شب را بشکن ... #سکوت َت را فریاد کن ...
نگران دست های خالی زمینم ...
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 14 دقيقه قبلزمین ، دست هایش خالی
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبلاما ؛
آغوشش پُر مهر هنوز ...
به امید ِ آغوش پُر مهرش .. 1 دقیقه #سکوت
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 5 دقيقه قبلمیگم ! ارزوی مرگ کردی برامون دیگه ؟ آغوش پر مهر زمین ؟
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 21 ساعت و 1 دقيقه قبلنه بابا #هومن این چه حرفیه خو ، دور از جونت

14 سال و 5 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 57 دقيقه قبلتو بگرد واسه این جمله یه آرایه ای چیزی پیدا کن این مدلی برداشت نشه به وخت
آغوش پر مهرش توو کتم نمیره آخه
جز قبر و اینا
آخه آغوش دیگه ایی نداره این لامصب !!
من که بدمم نمیاد
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 55 دقيقه قبلادبیاتم یادم رفته آخه
فقط میدونم آرایه ی تشخیص بود چی بود همونو داره 
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 52 دقيقه قبلحالا تو بی خیال اون جنبَش شو اصن
اینجوری نگو پسر : (
ادبیات؟! آرایه ادبی چی هست ؟!
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 47 دقيقه قبل; )
شما یادتون نمیاد یه زمانی ما باس اینا رو به جای شام ُ ناهار میخوردیم
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 45 دقيقه قبل( :
من مث تو نیستم .. مث خودمم ...
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 28 دقيقه قبلمن مال خودمم ... من دنبال خودمم ..
دیگه بهت نمی گم ؛ برگرد ...
دنبال یه سری توضیحا نمیرم اصلن
#سکوت می کنم ... تو خودت برگرد
( #تیک-تاک ، #هومن )
گاهی سکوت معجزه می کند!
14 سال و 5 ماه و 9 روز و 28 دقيقه قبلیه #سکوت در راهه ..
14 سال و 5 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 21 دقيقه قبل