دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

‎"این متن را جدی بگیریم" فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم... وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی.... زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم فرزند دلبندم،دوستت دارم

1391/02/01 - 01:41 در میکده
7 ديدگاه
Jangal

منم دقیقا گریه... این متن رو باید هر روز بخونیم... شاید یادمون نره...

14 سال و 5 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 32 دقيقه قبل
نکیسا نامداری

عزيزم خيلی خوبه که ازين متنای واقعاپر محتوا ميزارين روپست‏!متاسفانه بيشترجمله ها یاتكراريه يا. . .خودمم میگما

14 سال و 5 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 26 دقيقه قبل توسط موبایل
هیــــــــــوا

ممنون...واقعا نا مرد هستیم ...همش یادمون میره...

14 سال و 5 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 25 دقيقه قبل
نکیسا نامداری

آره واقعأ منم وقتی ميرم خونه مامانيم گاهی از رفتارا وکاراش خندم ميگيره‏!‏

14 سال و 5 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایل

بازنشر

(4 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)