mohsen♣²
خوش به حال باد كه عادت به گذشتن داره،اما هم سفر نداره كه واسش قصه بگه.قصه ي گذشتن از كوچه و باغ،گفتن از خاطره هايي كه به خاطر داره.قصه از قاصدك هايي كه رو بالش واسه عاشق برده(قسمتي از شعر جديدم)
mohsen♣²
. . فرق پفك و لامبورگيني رو ميدوني؟ . . . . . . . . . .................................................................................................. . . . . . . دهنت سرويس منتظري من فرقشو بگم؟؟؟؟؟؟؟
mohsen♣²
میگن قدیما 3 تا پسر بچه میرن پیش ملا نصرالدین میگن ما 10 تا گردو داریم میشه اینارو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟ملا میگه با عدالت آسمونی یا عدالت زمینی؟پسرا میگن خوب عدالت آسمونی بهتره...ملا 8 تا گردو می ده به اولی 2 تا می ده به دومی و دو پس گردنی محکم هم می زنه به سومی .پسرا شاکی میشن می گن این چه عدالتیه ملا؟؟؟!ملا می گه: خدا هم نعمتاشو بین بنده هاش همینجوری تقسیم کرده..
mohsen♣²
اون روزا ما دلي داشتيم,واسه بردن جوني داشتيم,واسه مردن (كسي) بوديم,كاري داشتيم,پاييز و بهاري داشتيم,تو سرا ما سري داشتيم,عشقي و دلبري داشتيم , كسي آمد كه حرف عشقو با ما زد,دل ترسوي ما هم دل به دريا زد,به يك درياي طوفاني دل ما رفته مهماني,چه دوره ساحلش از دور پيدا نيست,يه عمري راهه و در قدرت ما نيست,بايد پارو نزد,وا داد,بايد دل رو به دريا داد,خودش ميبردت هرجا دلش خواست,به هرجا برد بدون ساحل همونجاست,به اميدي كه ساحل داره اين دريا,به اميدي كه آروم ميشه تا فردا,به اميدي كه اين دريا فقط شاه ماهي داره,به عشقي كه نميبيني شباشو بي ستاره,دل ما رفته مهماني,بايد پارو نزد وا داد,خودش ميبردت هرجا دلش خواست,به هرجا برد بدون ساحل همونجاست.
mohsen♣²
ما زخمی ترین ساقه ی این جنگل خشکیم... تیغ و تبری نیست که ما را نشناسد !!!