آبتین
حالا يكم باباش پولداره اينقدر كلاس ميذاره واسه ما !!! قيافش كه عينهو عن ميمونه ! دخترهي عنتر ! آخه اينم فك و فاميله ما داريم !؟
آبتین
چقدر وضعم داغونه و خودم خبر نداشتم !!!
آبتین
دختره داره مثل ماست ميترشه اونوقت هر خاستگار هم براش ميياد رد مي كنه ! آخريشم يه عدد معلم بخت برگشته بود ! گفت : من با معلم ازدواج كنم ؟؟؟ ! اون روي سگم بالا اومد ( آخه بابام معلمه ) ! خواستم برم دهن مهنشو سرويس كنم ولي مامان گفت : آخه تو كجاي پيازي ! نه تهشي و نه سرش ! خوب راست مي گه مامان ! ولي اين فاميله ما داريم ؟!
آبتین
الهي بميرم واسه بابام ! داره گريه ميكنه ! گفتم ديگه ، داره به سخنرانياي دكتر شريعتي گوش ميده ! حالا داره گريه مي كنه !!!